حساب کاربری

یا

منوی سایت
مقالات

۱۵ صورت فلکی که باید بشناسید و نحوه پیدا کردن آن‌ها را بدانید

فهرست مطالب

صورت فلکی (Constellation) در ادبیات نجوم مدرن، نه یک تصویر اساطیری خیالی، بلکه محدوده‌ای مشخص و استاندارد در «کُرة آسمان» است.

 بر اساس استانداردگذاری سال ۱۹۲۲ در «اتحادیۀ بین‌المللی اخترشناسی» (IAU)، آسمان شب به ۸۸ صورت فلکی رسمی تقسیم‌بندی شده است. 

هر صورت فلکی دقیقاً مشابه یک کشور یا استان روی کرۀ زمین عمل می‌کند؛ به این معنا که مرزهای مشخصی بر اساس مختصات استوایی (شامل بُعد و میل - RA/Dec) دارد و هر جرم آسمانی (از ستارگان تا کهکشان‌های دوردست) به‌لحاظ آدرسیابی در محدودۀ یکی از این ۸۸ صورت فلکی قرار می‌گیرد.

در دوران باستان، شناخت این الگوهای ستاره‌ای ابزاری حیاتی برای ناوبری، جهت‌یابی در سفرهای دریایی و تنظیم تقویم‌های کشاورزی بود. 

اما امروزه در نجوم رصدی، عکاسی نجومی و استفاده از ابزارهای اپتیکی، صورت‌های فلکی به‌عنوان نقشۀ راه اصلی برای تکنیک پرش ستاره‌ای (Star Hopping) و موقعیت‌یابی پدیده‌های پنهان آسمان کاربرد دارند. 

شناخت این الگوها به رصدگر کمک می‌کند تا در میان هزاران نقطۀ نورانی، مسیر خود را برای یافتن اجرام اعماق آسمان (DSO) به‌درستی پیدا کند.

صورت فلکی

تفاوت صورت فلکی (Constellation) و صورتواره (Asterism) چیست؟

یکی از اشتباهات رایج در شروع رصد آسمان، جابه‌جا گرفتن مفهوم صورت فلکی با صورتواره است. 

همان‌طور که اشاره شد، صورت فلکی یک محدودۀ مرزبندی‌شدۀ رسمی و بین‌المللی است؛ اما «صورتواره» صرفاً یک الگوی هندسی یا شکل بارز از اتصال چند ستارۀ پرنور است که قانون رسمی و مرزبندی‌شده‌ای ندارد.

برای مثال، الگوی معروف «ملاقه» یا «آبریز» که بسیاری آن را می‌شناسند، به‌خودی‌خود یک صورت فلکی نیست؛ بلکه صورتواره‌ای (Asterism) متشکل از ۷ ستارۀ درخشان است که در دل محدودۀ رسمی و بسیار بزرگ‌ترِ صورت فلکی «دب اکبر» (خرس بزرگ) قرار دارد. 

همچنین صورتواره‌ها می‌توانند از اتصال ستارگان شاخصِ چند صورت فلکی مختلف تشکیل شوند (مانند صورتوارۀ مثلث تابستانی که از اتصال سه ستارۀ پرنور در سه صورت فلکی متفاوت شلیاق، عقاب و ماکیان شکل می‌گیرد).

تفاوت صورت فلکی (Constellation) و صورتواره (Asterism) چیست؟

تاریخچۀ طبقه‌بندی ستارگان: چند صورت فلکی در آسمان وجود دارد؟

در نقشۀ مدرنِ کُرة آسمان، دقیقاً ۸۸ صورت فلکی استاندارد وجود دارد.

 این دسته‌بندی نهایی و مرزبندی دقیق، در سال ۱۹۲۲ میلادی توسط «اتحادیۀ بین‌المللی اخترشناسی» (IAU) به تصویب رسید و تاکنون به‌عنوان تنها مرجع رسمی در نجوم رصدی و حرفه‌ای در سراسر جهان استفاده می‌شود.

با این حال، تاریخچۀ ترسیم نقشه برای ستارگان به قرن دوم میلادی بازمی‌گردد. «کلودیوس بطلمیوس» (Claudius Ptolemy)، اخترشناس یونانی، در رسالۀ مشهور خود به نام «المجسطی» (Almagest)، فهرستی از ۴۸ صورت فلکی را تدوین کرد. 

این فهرست که قرن‌ها به‌عنوان کتاب مرجعِ ستاره‌شناسان کاربرد داشت، بر پایۀ رصدهای انجام‌شده از عرض جغرافیایی اسکندریه در مصر تهیه شده بود.

 به همین دلیل، گزارش بطلمیوس یک نقص اپتیکی و جغرافیایی بزرگ داشت: او تنها می‌توانست اجرامی را ثبت کند که در افق دید او طلوع می‌کردند و ستارگانِ مناطق عمیقِ نیمکرۀ جنوبی آسمان (با میلِ منفی بالا) در فهرست او هیچ جایگاهی نداشتند.

در اوایل قرن بیستم و با پیشرفت تلسکوپ‌ها، نیاز به یک نقشۀ جامع که تمام کُرة آسمان (بدون نقاط کور) را پوشش دهد، به‌شدت احساس می‌شد.

 سرانجام در سال ۱۹۳۰، اخترشناس بلژیکی «اوژن دِلپورت» (Eugène Delporte) مأموریت یافت تا مرزهای دقیق این ۸۸ صورت فلکی را بر امتداد خطوط «بُعد» (Right Ascension) و «میل» (Declination) تعیین کند تا هیچ نقطه‌ای از آسمانِ شب، خارج از مرزهای یک صورت فلکی قرار نگیرد.

معیار مقایسه کاتالوگ بطلمیوس (قرن دوم میلادی) استاندارد IAU (از ۱۹۲۲ تا کنون)
تعداد کل ۴۸ صورت فلکی ۸۸ صورت فلکی
میزان پوشش کُرة آسمان محدود به نیمکرۀ شمالی و استوای آسمان پوشش کامل ۱۰۰ درصدی (شمالی و جنوبی)
مبنای تعیین مرزها الگوهای اساطیری و خطوط فرضی بین ستارگان درخشان مختصات دقیق استوایی (محورهای RA و Dec)
کاربرد امروزی ارزش تاریخی و باستان‌شناسی نجومی مرجع رسمی ثبت اجرام، عکاسی نجومی و ناوبری

همان‌طور که مشخص است، تفاوت اصلی کاتالوگ مدرن با نسخۀ باستانی، در نوع مرزبندی است. 

امروزه وقتی از یک صورت فلکی صحبت می‌کنیم، منظور خطوطی نیست که چند ستاره را به هم وصل می‌کنند؛ بلکه مقصود یک «مساحتِ زاویه‌ای مشخص» در آسمان است که هر سیاره، دنباله‌دار یا کهکشانی که از آن عبور کند، متعلق به آن محدوده شناخته می‌شود.

ابزارهای کاربردی و تکنیک‌های رصد: چگونه صورت‌های فلکی را در آسمان شب پیدا کنیم؟

برای یافتن و تشخیص دقیق صورت‌های فلکی در کُرة آسمان، تکیه بر حافظه یا تصاویر شماتیکِ کتاب‌ها کافی نیست. 

رصدگران آماتور و حرفه‌ای برای موقعیت‌یابی اجرام سماوی از ترکیبی از نرم‌افزارهای شبیه‌ساز، نقشه‌های استاندارد و ابزارهای اپتیکی متناسب با «میدان دید» استفاده می‌کنند. 

در ادامه، مسیر اصولی و علمی برای رصد صورت‌های فلکی را کالبدشکافی می‌کنیم.

۱. نقشه‌های ستاره‌ای و نرم‌افزارهای شبیه‌ساز (Planetarium Software)

نقشة ستاره‌ای (Star Chart) پایه‌ای‌ترین ابزار برای تطبیق الگوهای آسمان با مختصات زمانی و مکانی ناظر است. از آن‌جایی که کُرة آسمان به دلیل چرخش زمین به دور محور خود و خورشید دائماً در حال تغییر وضعیت ظاهری است، صورت‌های فلکی در فصول و ساعات مختلف در مختصات متفاوتی از آسمان (بُعد و میل) قرار می‌گیرند.

علاوه بر نقشه‌های کاغذی استاندارد و گردونه‌های آسمان (Planisphere)، امروزه نرم‌افزارهای شبیه‌ساز بر اساس الگوریتم‌های دقیق نجومی عمل می‌کنند. 

نرم‌افزارهای قدرتمندی مانند Stellarium (برای دسکتاپ) و اپلیکیشن‌های SkySafari و Star Walk، با استفاده از سنسورهای ژیروسکوپ و GPS گوشی هوشمند، دقیق‌ترین موقعیت ستارگان، سحابی‌ها و مرزهای ۸۸ صورت فلکی را در لحظه (Real-time) به شما نشان می‌دهند. این ابزارها برای تمرین تکنیک «پرش ستاره‌ای» (Star Hopping) — یعنی استفاده از یک ستارۀ درخشان برای رسیدن به جرمی کم‌نورتر — کاملاً ضروری هستند.

۲. تأثیر آلودگی نوری و مفهوم حد قدر (Limiting Magnitude)

مهم‌ترین پیش‌نیاز برای رصد صورت‌های فلکی، فرار از آلودگی نوری شهرهاست. در فیزیک نجومی، تاریکی آسمان با مقیاسی به نام «مقیاس بورتل» (Bortle Scale) و مفهومی به نام «حد قدر» سنجیده می‌شود.

 حد قدر نشان‌دهندۀ کم‌نورترین ستاره‌ای است که چشم انسانِ تطبیق‌یافته با تاریکی (Dark-adapted eye) می‌تواند در یک منطقۀ خاص ببیند.

در مرکز شهرهای بزرگ، حد قدر معمولاً حدود $+3$ یا $+4$ است؛ به این معنا که تنها ستارگان بسیار درخشان (مانند شباهنگ یا وگا) قابل رویت هستند و خطوط فرضی صورت‌های فلکی کم‌نوری مانند «دلو» یا «ماهی» کاملاً در درخشش پس‌زمینه محو می‌شوند. 

برای رؤیت کامل ساختار یک صورت فلکی و مشاهدۀ نوار راه شیری که از میان صورت‌های فلکیِ تابستانی (مثل عقاب و ماکیان) می‌گذرد، باید به مناطقی با حد قدر بالاتر از $+5.5$ (آسمان‌های تاریک کویری یا کوهستانی) سفر کنید.

۲. تأثیر آلودگی نوری و مفهوم حد قدر (Limiting Magnitude)

۳. انتخاب ابزار اپتیکی: چشم غیرمسلح، دوچشمی یا تلسکوپ؟

یکی از اشتباهات رایج در میان علاقه‌مندان به نجوم این است که تصور می‌کنند برای دیدن صورت‌های فلکی حتماً به تلسکوپ نیاز دارند. 

انتخاب ابزار اپتیکی مستقیماً به مفهوم «میدان دید زاویه‌ای» (Angular Field of View) و «گشودگی دهانه» (Aperture) بستگی دارد.

ابزار رصدی میدان دید زاویه‌ای (TFOV) کاربرد در رصد صورت‌های فلکی مزیت اپتیکی
چشم غیرمسلح حدود ۱۴۰ تا ۱۸۰ درجه دیدن کل ساختار و فرم هندسی صورت فلکی درک مقیاس و ارتباط صورت‌های فلکی با یکدیگر در کُرة آسمان
دوربین دوچشمی (مثلاً ۵۰×۱۰) ۵ تا ۷ درجه تفکیک خوشه‌های ستاره‌ای باز و صورتواره‌های کوچک تأمین «مردمک خروجی» مناسب و دید سه‌بُعدی (استریوسکوپیک)
تلسکوپ (مثلاً ۸ اینچ نیوتنی) ۰.۵ تا ۱.۵ درجه رصد اجرام اعماق آسمان (DSO) در دلِ صورت فلکی «توان گردآوری نور» و «توان تفکیک» بسیار بالا

الف) نقش دوربین‌های دوچشمی نجومی

دوربین دوچشمی (Binocular) ایده‌آل‌ترین ابزار اپتیکی برای مرور صورت‌های فلکی است. دلیل علمی این امر، میدان دید بازِ آن‌هاست. صورت‌های فلکی مساحت زاویه‌ایِ بسیار بزرگی دارند (مثلاً صورت فلکی شکارچی ده‌ها درجه از آسمان را می‌پوشاند). 

با یک دوربین دوچشمی استاندارد مانند ۵۰×۱۰ (بزرگ‌نمایی ۱۰ برابر و قطر عدسی شیئی ۵۰ میلی‌متر)، شما می‌توانید محدوده‌ای به وسعت ۵ الی ۶ درجه را یکجا ببینید.

در فیزیک اپتیک، تناسب نورِ خروجی از چشمی با قطر مردمک چشم انسان بسیار حائز اهمیت است. این کمیت با نام مردمک خروجی (Exit Pupil) شناخته می‌شود و از تقسیم قطر عدسی شیئی بر بزرگ‌نمایی به دست می‌آید:

$$Exit Pupil = \frac{D}{M}$$

در یک دوچشمی ۵۰×۱۰، قطر مردمک خروجی برابر با ۵ میلی‌متر است ($50 / 10 = 5$). از آنجا که قطر مردمک چشم انسان در تاریکیِ شب نهایتاً تا ۷ میلی‌متر باز می‌شود، این دوچشمی تمامیِ نورِ گردآوری‌شده را دقیقاً به داخل چشم ناظر هدایت می‌کند و تصاویری بسیار درخشان از سحابی‌های گستردۀ درون صورت‌های فلکی ارائه می‌دهد.

ب) نقش تلسکوپ‌ها در کاوش صورت‌های فلکی

تلسکوپ‌ها ابزارهایی برای «بزرگ‌نمایی نقطه‌ای» هستند، نه برای دیدن کل یک صورت فلکی. زمانی که با نقشۀ ستاره‌ای یا جویندۀ (Finder) تلسکوپ، محدودۀ یک صورت فلکی را پیدا کردید، تلسکوپ وارد عمل می‌شود تا اجرامِ پنهان در آن محدوده (که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند) را آشکار کند.

برای مثال، شما کل صورت فلکی «شکارچی» را با چشم پیدا می‌کنید، اما برای دیدن ساختار و گازهای درخشانِ «سحابی جبار» (M42) در کمربندِ این صورت فلکی، به تلسکوپ نیاز دارید. 

قدرت اصلی تلسکوپ در توان گردآوری نور (Light Gathering Power) نهفته است. این توان در مقایسه با چشم انسان (با حداکثر قطر مردمک ۷ میلی‌متر) از فرمول زیر محاسبه می‌شود:

$$W = \left( \frac{D}{6} \right)^2$$

اگر از یک تلسکوپ با دهانۀ ۲۰۰ میلی‌متر (حدود ۸ اینچ) استفاده کنید، توان گردآوری نور آن بیش از ۱۱۰۰ برابرِ چشم انسان خواهد بود. 

این قدرت عظیم، فوتون‌های ساطع‌شده از کهکشان‌ها و سحابی‌هایی با قدر ظاهری بسیار ضعیف (مثلاً قدر ۱۲) را که در پس‌زمینۀ صورت‌های فلکی پنهان شده‌اند، از طریق مجموعۀ لولة اپتیکی، چپقی و چشمی به چشم شما می‌رساند.

بزرگترین فروشگاه اینترنتی تلسکوپ

بررسی تخصصی تلسکوپ ۸ اینچ ریچی‌کرتین جی‌اس‌او (GSO 8 M-LRS-D)

تلسکوپ ۸ اینچ GSO مدل M-LRS-D، صرفاً یک ابزار رصدی نیست؛ بلکه یک «استروگراف» (Astrograph) تمام‌عیار است که به‌طور اختصاصی برای ثبت فوتون‌های کهکشان‌های دوردست و عکاسی نجومی (Astrophotography) با نوردهی طولانی‌مدت مهندسی شده است. 

این تلسکوپ با بهره‌گیری از طراحی پیچیدۀ اپتیکیِ «ریچی-کرتین» (Ritchey-Chrétien)، تکنولوژی رصدخانه‌های بزرگ جهان (مانند تلسکوپ فضایی هابل) را با قیمتی مقرون‌به‌صرفه در اختیار منجمان آماتور و نیمه‌حرفه‌ای قرار می‌دهد.

کالبدشکافی سیستم اپتیکی ریچی-کرتین (RC): چرا آینه‌های هذلولی؟

در اواسط قرن بیستم، دو اپتیک‌دان به نام‌های «جورج ریچی» و «هنری کرتین»، سیستمی را طراحی کردند که محدودیت‌های فیزیکی تلسکوپ‌های نیوتنی و کاسگرینِ کلاسیک را دور می‌زد.

در تلسکوپ‌های ریچی-کرتین، برخلاف سیستم‌های نیوتنی که از آینۀ اصلیِ سهموی (Parabolic) استفاده می‌کنند، هم آینۀ اصلی (Primary Mirror) و هم آینۀ ثانویه (Secondary Mirror) دارای تراش بسیار دقیقِ هذلولی (Hyperbolic) هستند.

 این تراش پیچیده، باعث از بین رفتن یکی از آزاردهنده‌ترین ابیراهی‌های اپتیکی در عکاسی نجومی می‌شود: خطای گیسو (Coma).

هنگامی که سنسور یک دوربین فول‌فریم ۳۵ میلی‌متری ($24 \times 36$ میلی‌متر) را به این تلسکوپ متصل می‌کنید، ستارگان در لبه‌های تصویر برخلاف تلسکوپ‌های نیوتنی دچار کشیدگی یا فرمِ «دنباله‌دار مانند» نمی‌شوند و کاملاً نقطه‌ای باقی می‌مانند.

کالبدشکافی سیستم اپتیکی ریچی-کرتین (RC): چرا آینه‌های هذلولی؟

همچنین به دلیل ماهیتِ کاملاً بازتابیِ این سیستم و عدم استفاده از تیغۀ تصحیح‌کننده (مانند آن‌چه در تلسکوپ‌های اشمیت-کاسگرین می‌بینیم)، نور هنگام ورود به لوله دچار تجزیه نمی‌شود و تصویر نهایی کاملاً فاقد انحراف رنگی (Chromatic Aberration) خواهد بود.

ویژگی اپتیکی سیستم ریچی-کرتین (RC) سیستم نیوتنی (Newtonian) سیستم اشمیت-کاسگرین (SCT)
تراش آینۀ اصلی هذلولی (Hyperbolic) سهموی (Parabolic) کروی (Spherical)
خطای گیسو (Coma) ندارد (میدان دید کاملاً مسطح) دارد (شدید در لبه‌های تصویر) تا حدودی دارد
خطای رنگی صفر (طراحی کاملاً بازتابی) صفر (طراحی کاملاً بازتابی) دارد (به‌دلیل تیغۀ شیشه‌ای جلو)
نیاز به تخت‌کنندۀ میدان خیر (برای سنسورهای فریم‌متوسط) بله (نیاز قطعی به Coma Corrector) بله (نیاز به Field Flattener)

تحلیل کاربردی جدول: برای یک عکاس نجومی، جدول بالا به این معناست که با خرید تلسکوپ RC، نیازی به صرف هزینه‌های جانبیِ سنگین برای خرید قطعات اپتیکی تخت‌کننده (Flattener) جهت ثبت سحابی‌های گستردۀ اعماق آسمان نخواهد داشت.

محاسبات فیزیکی و توان اپتیکیِ دهانۀ ۲۰۰ میلی‌متری

ارزش واقعی این تلسکوپ زمانی مشخص می‌شود که مشخصات آن را در فرمول‌های پایة فیزیک اپتیک قرار دهیم:

  • توان گردآوری نور (Light Gathering Power): گشودگی دهانۀ این تلسکوپ ۲۰۰ میلی‌متر (۸ اینچ) است. اگر قطر مردمک چشم انسان را در تاریک‌ترین شرایط، حداکثر ۷ میلی‌متر در نظر بگیریم، توان گردآوری نور این تلسکوپ از فرمول مربعِ نسبت دهانه‌ها به‌دست می‌آید. این ابزار دقیقاً ۸۱۶ برابر بیشتر از چشم غیرمسلحِ انسان فوتون‌ها را جذب می‌کند. این قدرت عظیم به شما اجازه می‌دهد تا بازوهای مارپیچی کهکشان گرداب (M51) یا ساختار غباریِ سحابی سر اسب (IC 434) را که قدر ظاهری بسیار پایینی دارند، در سنسور دوربین خود ثبت کنید.
  • نسبت کانونی (Focal Ratio): این کمیت، سرعت عکاسی تلسکوپ را تعیین می‌کند و از فرمول $f = F/D$ محاسبه می‌شود. با فاصلۀ کانونی ۱۶۰۰ میلی‌متر و دهانۀ ۲۰۰ میلی‌متری، نسبت کانونی این تلسکوپ $f/8$ است. این عدد تعادلی بی‌نظیر است؛ به این معنا که هم بزرگ‌نمایی کافی برای ثبت جزئیات سیارات منظومۀ شمسی را دارد و هم سرعت اپتیکی مناسبی برای نوردهی از سحابی‌های تاریکِ اعماق آسمان در اختیار عکاس می‌گذارد.
  • توان تفکیک (Resolving Limit): بر اساس معیار «حد داوز» (Dawes Limit)، توان تفکیک این تلسکوپ از فرمول $4.56 / D(inch)$ معادل با ۰.۵۷ ثانیۀ قوس است. با این رزولوشن وحشتناک بالا، در صورت پایداری جو (دید یا Seeing مناسب)، می‌توانید ستارگان دوتایی بسیار نزدیک یا شکاف کاسینی در حلقه‌های زحل را با وضوحی خیره‌کننده تفکیک کنید.

ساختار مکانیکی، بدنه و سیستم فکوس

عکاسی نجومیِ اعماق آسمان گاهی نیازمند چندین ساعت نوردهیِ مداوم است. 

در چنین شرایطی، تغییرات دمای محیط در طول شب می‌تواند باعث انقباض لولۀ تلسکوپ و از بین رفتن نقطۀ فکوس شود.

 این مدل از جی‌اس‌او (GSO 8 M-LRS-D) با استفاده از لولۀ فیبر کربن (Carbon Fiber) این مشکل را مهندسی معکوس کرده است.

 فیبر کربن ضریب انبساط حرارتیِ تقریباً صفر دارد؛ در نتیجه با افت دمای شبانه، لوله تغییر طول نمی‌دهد و تصویر در طول یک پروژۀ عکاسیِ طولانی، شارپ و دقیق باقی می‌ماند.

علاوه بر این، فضای داخلیِ لوله با مجموعه‌ای از تیغه‌های موج‌گیر (Baffle) پوشانده شده و با رنگ مشکی مات اندود شده است. 

این امواج‌گیرها، پرتوهای نورِ مزاحم و سرگردان (Stray Light) را به دام می‌اندازند و تصاویری با بالاترین کنتراست ممکن تولید می‌کنند. 

در انتهای لوله، یک فوکوسر بلبرینگی دوسرعته (Crayford) تعبیه شده است که با ضریب حرکتی ۱۰ به ۱ (10:1 Micro-focusing)، به عکاس اجازه می‌دهد تا سنسور دوربین را با دقتی در حد کسری از میلی‌متر روی کانون تصویر تنظیم کند.

مشخصات و ویژگی‌های فنی در یک نگاه

  • ساختار اپتیکی: استروگراف بازتابیِ ریچی-کرتین (RC) با آینه‌های اصلی و ثانویۀ هذلولی (Hyperbolic Mirrors).
  • گشودگی دهانه و فواصل: قطر دهانه ۲۰۰ میلی‌متر (۸ اینچ)، فاصلۀ کانونی ۱۶۰۰ میلی‌متر، نسبت کانونی $f/8$.
  • جنس بدنه: فیبر کربن (بسیار سبک با وزن ۶.۲ کیلوگرم و طول کوتاه ۵۸ سانتی‌متر)، مقاوم در برابر تغییرات دمایی شبانه.
  • میدان دید تصویر: ارائۀ میدان دید کاملاً مسطح بدون خطای گیسو (Coma) و انحراف رنگی، پوشش کامل برای سنسورهای عکاسی ۳۵ میلی‌متری (Full Frame) بدون نیاز به قطعات تخت‌کننده.
  • کنترل نور پراکنده: لولۀ فلزی کنگره‌دار از داخل همراه با چندین موج‌گیر (Baffle) و اندود مشکیِ مات برای رسیدن به کنتراستِ مطلق.
  • سیستم فوکوس: مجهز به فوکوسر بلبرینگیِ کِریفورد (Crayford) دوسرعتۀ دقیقِ ۲ اینچی (همراه با آداپتور ۱.۲۵ اینچ) و حلقه‌های اتصال افزاینده برای نصب تجهیزات عکاسی.
  • سیستم اتصال: دارای دو صفحۀ اتصال استاندارد ویکسن و لوزماندیِ دم‌چلچله‌ای (Vixen & Losmandy Dovetail Bar)، ماشین‌کاری‌شده با فرآیند آنودایز جهت نصب بسیار ایمن روی انواع مقرهای استوایی (EQ).
  • کاربرد اصلی: ایده‌آل برای عکاسان نجومی جدی، نوردهی‌های بسیار طولانی‌مدت از اجرام اعماق آسمان (DSO) و تصویربرداری دقیق از سیارات.
برای اطلاع از مقاله کرمچاله چیست؟ روی لینک کلیک کنید.

بررسی تفصیلی و راهنمای رصد ۱۵ صورت فلکی شاخص

همان‌طور که در جدول پیشین اشاره شد، هر صورت فلکی ویژگی‌های فیزیکی و رصدی منحصربه‌فردی دارد.

 در این بخش، این ۱۵ صورت فلکی را از منظر نجوم رصدی، فیزیک ستارگان و بهترین ابزارهای اپتیکی موردنیاز برای کاوش آن‌ها کالبدشکافی می‌کنیم.

۱. صورت فلکی شکارچی یا جبار (Orion)

صورت فلکی شکارچی بدون شک شناخته‌شده‌ترین و غنی‌ترین محدودۀ آسمان زمستان است.

۱. صورت فلکی شکارچی یا جبار (Orion)

 این صورت فلکی به‌دلیل قرارگیری روی استوای آسمان (Celestial Equator)، در هر دو نیمکرۀ شمالی و جنوبی کرۀ زمین قابل‌مشاهده است.

 از منظر فیزیک ستارگان، شکارچی یک آزمایشگاه بی‌نظیر است؛ ستارۀ «ابط‌الجوزا» (آلفای شکارچی) یک ابرغول سرخ در مراحل پایانی عمر خود است و در مقابل، ستارۀ «رجل‌الجبار» یک ابرغول آبی و به‌شدت داغ است که درخشان‌ترین ستارۀ این محدوده محسوب می‌شود (با قدر ظاهری ۰.۱۲).

  • جرم رصدی شاخص: سحابی جبار ($M42$) که دقیقاً زیر صورتوارۀ کمربند شکارچی قرار دارد، یکی از فعال‌ترین زایشگاه‌های ستاره‌ای در کهکشان ماست.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: برای رصد ساختار ابری و غباری سحابی جبار، یک تلسکوپ نیوتنی با نسبت کانونی سریع (مثلاً $f/5$ یا $f/4$) بهترین انتخاب است. این نسبت کانونی، میدان دید زاویه‌ای وسیعی فراهم می‌کند و جزئیات سحابی را با روشنایی بالا در چشمی تلسکوپ تشکیل می‌دهد.

۲. صورت فلکی دب اکبر یا خرس بزرگ (Ursa Major)

دب اکبر با مساحت ۱۲۸۰ درجۀ مربع، سومین صورت فلکی بزرگ کرۀ آسمان است. 

۲. صورت فلکی دب اکبر یا خرس بزرگ (Ursa Major)

شهرت این صورت فلکی بیشتر به‌خاطر صورتوارۀ هفت‌ستاره‌ای «ملاقۀ بزرگ» است که به‌عنوان قطب‌نمای طبیعی آسمان عمل می‌کند. 

با امتداد دادن خط فرضیِ متصل‌کنندۀ دو ستارۀ انتهایی پیالۀ ملاقه (دبه و مراق) به اندازۀ پنج برابر فاصلۀ آن‌ها، به ستارۀ قطبی خواهید رسید.

  • جرم رصدی شاخص: این محدوده در اعماق خود میزبان جفت کهکشان‌های معروف $M81$ (کهکشان مارپیچی بود) و $M82$ (کهکشان سیگار) است.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: رصد این دو کهکشان نیازمند تلسکوپی با توان گردآوری نور بالا است. یک تلسکوپ ۸ اینچ (۲۰۰ میلی‌متر) که توان گردآوری نور آن بر اساس فرمول $W = (D/6)^2$ بیش از ۸۰۰ برابر چشم انسان است، می‌تواند هالۀ مه‌آلود این دو کهکشان را در یک میدان دید مشترک به شما نشان دهد.

۳. صورت فلکی دب اصغر یا خرس کوچک (Ursa Minor)

اهمیت دب اصغر در نجوم رصدی نیمکرۀ شمالی بی‌بدیل است، زیرا ستارۀ آلفای آن، یعنی جُدَی (Polaris) در فاصلۀ کمتر از یک درجه‌ای از قطب شمال سماوی قرار دارد و محور چرخشی زمین دقیقاً به سمت آن نشانه رفته است.

۳. صورت فلکی دب اصغر یا خرس کوچک (Ursa Minor)

 برخلاف تصور عموم، ستارۀ قطبی درخشان‌ترین ستارۀ آسمان نیست و قدر ظاهری آن حدود ۱.۹۷ است.

  • جرم رصدی شاخص: کهکشان کوتولۀ دب اصغر.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: ستارگان این صورت فلکی (به‌جز ستارۀ قطبی و کوکب) نسبتاً کم‌نور هستند. برای تشخیص کامل فرم هندسی آن در آسمان‌های دارای آلودگی نوری (مقیاس بورتل ۵ به بالا)، استفاده از یک دوربین دوچشمی استاندارد مانند ۵۰×۱۰ با مردمک خروجی ۵ میلی‌متر بسیار کارآمد است.

۴. صورت فلکی سگ بزرگ یا کلب اکبر (Canis Major)

سگ بزرگ میزبان شباهنگ (Sirius) است؛ درخشان‌ترین ستارۀ آسمان شب با قدر ظاهری خیره‌کنندۀ ۱.۴۶-. 

۴. صورت فلکی سگ بزرگ یا کلب اکبر (Canis Major)

شباهنگ در فاصلۀ ۸.۶ سال نوری از منظومۀ شمسی قرار دارد و درخشش چشمگیر آن ناشی از نزدیکی به زمین و درخشندگی ذاتی بالای آن است.

  • جرم رصدی شاخص: خوشۀ ستاره‌ای باز $M41$ که دقیقاً در ۴ درجۀ جنوبی شباهنگ قرار دارد.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: شباهنگ یک ستارۀ دوتایی است و همدم آن (Sirius B) یک کوتولۀ سفید بسیار کم‌نور است. تفکیک این دو ستاره نیازمند تلسکوپی با توان تفکیک بالا است. بر اساس معیار «حد داوز» ($4.56/D$)، یک تلسکوپ ۸ تا ۱۰ اینچیِ بسیار باکیفیت و در شرایط پایداری جوی عالی (Seeing مناسب) برای تفکیک این کوتولۀ سفید الزامی است.

۵. صورت فلکی گاو یا ثور (Taurus)

گاو یکی از صورت‌های فلکی منطقةالبروج است که ستارۀ غول سرخ و درخشان «دبران» (Aldebaran) مانند یک یاقوت در میان ستارگان آن می‌درخشد. 

۵. صورت فلکی گاو یا ثور (Taurus)

این صورت فلکی به‌دلیل میزبانی از دو خوشۀ ستاره‌ای باز و بسیار مشهور، بهشت رصدگران آماتور است.

  • جرم رصدی شاخص: خوشۀ پروین ($M45$) و خوشۀ قلائص (Hyades). همچنین سحابی خرچنگ ($M1$) که بقایای یک ابرنواختر است در این مرز قرار دارد.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: بهترین ابزار برای رصد خوشۀ پروین، دوربین دوچشمی است. یک تلسکوپ با میدان دید محدود (TFOV) نمی‌تواند تمام ستارگان این خوشه را در یک قاب جای دهد؛ اما یک دوربین دوچشمی ۷۰×۱۵ با میدان دید زاویه‌ایِ باز، نمایشی بی‌نظیر از این ۶ ستارۀ درخشان و غبار آبی‌رنگِ اطراف آن‌ها ارائه می‌دهد.

۶. صورت فلکی ماکیان یا قو (Cygnus)

ماکیان در امتداد نوار متراکم کهکشان راه شیری قرار گرفته است. 

۶. صورت فلکی ماکیان یا قو (Cygnus)

ستارۀ درخشان «دنب» (Deneb) در دم این صورت فلکی، یکی از رئوس صورتوارۀ معروف «مثلث تابستانی» است.

 دنب یک ابرغول سفید است که با وجود فاصلۀ بسیار زیاد (بیش از ۲۶۰۰ سال نوری)، قدر ظاهری بالایی دارد که نشان‌دهندۀ درخشندگی ذاتیِ وحشتناکِ آن است.

  • جرم رصدی شاخص: سحابی پرده (Veil Nebula) و سحابی آمریکای شمالی.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: از آنجایی که سحابی‌های این منطقه بسیار گسترده اما کم‌نور هستند، عکاسی نجومی با تلسکوپ‌های ریچی-کرتین (RC) و استفاده از فیلترهای باریک‌باند (Narrowband) مانند فیلتر OIII (اکسیژن سه بار یونیزه) برای تفکیک ساختار گازیِ سحابی پرده از پس‌زمینۀ آسمان کاملاً ضروری است.

۷. صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی (Lyra)

شلیاق صورت فلکی کوچکی در آسمان تابستان است اما به‌دلیل وجود ستارۀ «وگا» (Vega)، به‌راحتی در سرسو (نقطۀ بالای سر) یافت می‌شود.

۷. صورت فلکی شلیاق یا چنگ رومی (Lyra)

وگا با قدر ظاهری نزدیک به صفر، در فیزیک نجومی به‌عنوان ستارۀ مرجع برای کالیبراسیون و سنجش درخشندگی سایر ستارگان استفاده می‌شود.

  • جرم رصدی شاخص: سحابی حلقوی یا $M57$.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: سحابی حلقوی یک سحابی سیاره‌نما است و اندازۀ زاویه‌ای بسیار کوچکی دارد. برای مشاهدۀ حلقۀ دودی‌شکلِ آن، به تلسکوپی (ترجیحاً ماکستوف-کاسگرین یا شکستیِ آپوکروماتیک) با بزرگ‌نمایی (Magnification) بیش از ۱۰۰ برابر نیاز دارید.

۸. صورت فلکی ذات‌الکرسی (Cassiopeia)

این صورت فلکی به‌دلیل شکل بارز W یا M در آسمان، یکی از بهترین نقاط اتکا برای ناوبری شبانه و پیدا کردن ستارۀ قطبی است (دقیقاً در سمت مقابل دب اکبر).

۸. صورت فلکی ذات‌الکرسی (Cassiopeia)

 ذات‌الکرسی کاملاً روی استوای کهکشانی قرار دارد و به همین دلیل پس‌زمینۀ آن مملو از تراکم ستارگان راه شیری است.

  • جرم رصدی شاخص: خوشۀ ستاره‌ای جغد ($NGC 457$) و سحابی حباب ($NGC 7635$).
  • ابزار رصدی پیشنهادی: برای جاروب کردن این منطقۀ غنی از کهکشان، یک دوربین دوچشمی ۸۰×۲۰ روی سه‌پایۀ عکاسیِ مستحکم، تصویری سه‌بُعدی (استریوسکوپیک) و بسیار شفاف از خوشه‌های ستاره‌ای بازِ این منطقه در اختیار شما قرار می‌دهد.

۹. صورت فلکی عقرب (Scorpius)

عقرب یکی از معدود صورت‌های فلکی است که شکل ظاهری‌اش کاملاً با نام آن همخوانی دارد. 

۹. صورت فلکی عقرب (Scorpius)

ستارۀ قلب‌العقرب (Antares) یک ابرغول سرخِ کلاس طیفی M است که در پایان چرخۀ حیات خود قرار دارد.

 رنگ سرخ این ستاره به‌قدری بارز است که در دوران باستان اغلب با سیارۀ مریخ اشتباه گرفته می‌شد.

  • جرم رصدی شاخص: خوشه‌های کروی $M4$ و $M80$.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: خوشۀ $M4$ یکی از نزدیک‌ترین خوشه‌های کروی به زمین است. یک تلسکوپ نیوتنی ۶ یا ۸ اینچ با یک چشمیِ میدانِ باز (Wide-angle eyepiece)، به شما اجازه می‌دهد تا تک‌تک ستارگان این تراکم کروی را در مرکز میدان دید تفکیک کنید.

۱۰. صورت فلکی عقاب (Aquila)

عقاب نیز روی نوار راه شیری قرار دارد و ستارۀ درخشان آن «الطیر» (Altair) است. 

۱۰. صورت فلکی عقاب (Aquila)

الطیر ستارۀ بسیار جوانی است که با سرعت فوق‌العاده‌ای به دور محور خود می‌چرخد؛ این چرخش سریع باعث شده تا شکل هندسی ستاره از حالت کروی خارج شده و در استوا دچار پهن‌شدگی شود.

  • جرم رصدی شاخص: سحابی تاریک E کوچک (Barnard 142/143).
  • ابزار رصدی پیشنهادی: سحابی‌های تاریک ابری از غبار هستند که مانع عبور نور ستارگان پس‌زمینه می‌شوند. برای رصد آن‌ها به ابزاری با میدان دید وسیع و تباین (Contrast) عالی نیاز دارید. دوربین‌های دوچشمی نجومیِ باکیفیت مجهز به منشورهای BaK-4 و اندود کامل چندلایه (FMC)، ایده‌آل‌ترین انتخاب هستند.

۱۱. صورت فلکی دوپیکر یا جوزا (Gemini)

دوپیکر با دو ستارۀ درخشان پولوکس (غول نارنجی) و کاستور (سیستم چندستاره‌ای پیچیده)، یکی از زیباترین الگوهای آسمان زمستان است. 

۱۱. صورت فلکی دوپیکر یا جوزا (Gemini)

کاستور در واقع یک سیستم متشکل از شش ستاره است که به دور مرکز جرم مشترکی در حال گردش‌اند.

  • جرم رصدی شاخص: خوشۀ ستاره‌ای باز $M35$.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: خوشۀ $M35$ با چشم غیرمسلح به‌شکل یک لکۀ محو دیده می‌شود. استفاده از یک تلسکوپ با گشودگی دهانۀ متوسط (مثل یک شکستی ۱۲۰ میلی‌متری) زنجیره‌ای از ستارگان درخشانِ این خوشه را به‌زیبایی تفکیک می‌کند.

۱۲. صورت فلکی شیر یا اسد (Leo)

شیر یکی از بارزترین صورت‌های فلکی بهار است. 

۱۲. صورت فلکی شیر یا اسد (Leo)

ستارۀ قلب‌الاسد (Regulus) درخشان‌ترین ستارۀ این مجموعه است که دقیقاً روی خط دایرةالبروج قرار دارد و به همین دلیل مکرراً توسط ماه و سیارات دچار پدیدۀ اختفا (Occultation) می‌شود.

  • جرم رصدی شاخص: گروه کهکشانیِ «لئو سه‌گانه» (Leo Triplet) شامل کهکشان‌های $M65$، $M66$ و $NGC 3628$.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: برای رصد کهکشان‌ها، قدرت جمع‌آوری نور حرف اول را می‌زند. یک تلسکوپ بازتابی (دابسونین) ۸ تا ۱۲ اینچ در زیر یک آسمان کاملاً تاریک (مقیاس بورتل ۳ یا کمتر) برای رصد این سه‌گانۀ کهکشانیِ فوق‌العاده الزامی است.

۱۳. صورت فلکی دلو (Aquarius)

دلو یکی از قدیمی‌ترین صورت‌های فلکی شناخته‌شده است، اما برخلاف وسعت بزرگش (۹۸۰ درجۀ مربع)، ستارگان بسیار کم‌نوری دارد. 

۱۳. صورت فلکی دلو (Aquarius)

ستارۀ آلفای آن، سعدالسعود، با قدر ظاهری ۲.۹ در آسمان‌های شهری به‌هیچ‌وجه قابل تشخیص نیست.

  • جرم رصدی شاخص: سحابی سیاره‌نمای حلزون (Helix Nebula) یا $NGC 7293$.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: سحابی حلزون نزدیک‌ترین سحابی سیاره‌نما به زمین است، اما درخشندگی سطحی بسیار پایینی دارد. رصد بصری آن دشوار است و عکاسان نجومی با استفاده از مقرهای استوایی (EQ) مجهز به موتور ردیاب و نوردهی‌های بسیار طولانی، جزئیات خیره‌کنندۀ این «چشم کیهانی» را ثبت می‌کنند.

۱۴. صورت فلکی بره یا حمل (Aries)

این صورت فلکیِ زمستانیِ کوچک، در دوران باستان نقطۀ اعتدال بهاری را در خود جای داده بود (گرچه امروزه به دلیل حرکت تقدیمی زمین، این نقطه به صورت فلکی ماهی منتقل شده است). 

۱۴. صورت فلکی بره یا حمل (Aries)

ستارۀ حمل (Hamal) با قدر ظاهری ۲.۰، درخشان‌ترین ستارۀ این مجموعه است.

  • جرم رصدی شاخص: کهکشان مارپیچی $NGC 772$.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: پیدا کردن صورت فلکی بره نیازمند تسلط بر نقشه‌خوانی و استفاده از تکنیک پرش ستاره‌ای از صورت‌های فلکی مجاور مانند مثلث و آندرومدا است. برای رصد کهکشان‌های این محدوده، یک تلسکوپ شکستی آپوکروماتیکِ دقیق با یک جویندۀ نقطه‌قرمز (Red-dot Finder) بهترین راهگشا خواهد بود.

۱۵. صورت فلکی ماهی یا حوت (Pisces)

صورت فلکی ماهی به‌شکل یک V بزرگ با ستارگانِ کم‌نور در آسمان پاییز دیده می‌شود. 

۱۵. صورت فلکی ماهی یا حوت (Pisces)

نقطۀ اعتدال بهاریِ فعلی (محل تقاطع استوای سماوی و دایرةالبروج) در این صورت فلکی قرار دارد. 

هیچ‌کدام از ستارگانِ ماهی قدر ظاهری کمتر از ۳ ندارند که رصد آن را در حضور آلودگی نوری عملاً غیرممکن می‌کند.

  • جرم رصدی شاخص: کهکشان مارپیچی $M74$ که یک کهکشان رو به رو (Face-on) با بازوهای بسیار زیباست.
  • ابزار رصدی پیشنهادی: کهکشان $M74$ یکی از کم‌نورترین اجرام فهرست مسیه است. ثبت فوتون‌های این کهکشان نیازمند یک استروگراف حرفه‌ای (مانند تلسکوپ‌های ۸ اینچ ریچی-کرتین)، استفاده از دوربین‌های CCD و نصب روی یک مقر استوایی مجهز به سیستم گایدینگ (Auto-guider) است تا خطاهای ردیابی در نوردهی‌های بلندمدت به صفر برسد.

نتیجه گیری در باره صورت های فلکی

صورت های فلکی کشف شده در آسمان شب توسط دانشمندان را در مقاله برای شما نام بردیم و اسامی آنها همراه با مشخصاتشان برای شما بررسی کردیم.

همچنین شکل ظاهری آنها را توضیح دادیم تا در صورت رصد در آسمان بتوانید آنها را تشخیص دهید. شما می توانید با خرید تلسکوپ این صورت های فلکی را در آسمان شب ببینید. خرید تلسکوپ در سایت موسسه طبیعت آسمان شب به راحتی و با بهترین قیمت و کیفیت در دسترس است.

پرسش‌های متداول (FAQ) دربارۀ رصد صورت‌های فلکی و ابزارهای نجومی

۱. تفاوت اصلی صورت فلکی (Constellation) و صورتواره (Asterism) چیست؟
صورت فلکی یکی از ۸۸ محدودۀ رسمی و مرزبندی‌شده در «کُرة آسمان» توسط اتحادیۀ بین‌المللی اخترشناسی (IAU) است. اما صورتواره صرفاً یک الگوی هندسی بارز از اتصال ستارگان درخشان است که مرز رسمی ندارد؛ مانند صورتوارۀ «ملاقۀ بزرگ» که تنها بخشی از مساحت صورت فلکی «دب اکبر» را اشغال کرده است.

۲. در کل چند صورت فلکی در آسمان شب وجود دارد؟
بر اساس استانداردگذاری رسمی سال ۱۹۲۲ میلادی، کُرة آسمان به‌دقت به ۸۸ صورت فلکی تقسیم‌بندی شده است. این سیستم مدرن و مبتنی بر مختصات استوایی (بُعد و میل)، جایگزین کاتالوگ باستانی ۴۸ گانۀ بطلمیوس شد و تمام نقاط آسمان در هر دو نیمکرۀ شمالی و جنوبی را به‌طور ۱۰۰ درصدی پوشش می‌دهد.

۳. بهترین ابزار اپتیکی برای رصد صورت‌های فلکی چیست؟
برای مشاهدۀ کل ساختار یک صورت فلکی، چشم غیرمسلح (با میدان دید ۱۴۰ تا ۱۸۰ درجه) بهترین گزینه است. برای تفکیک خوشه‌های ستاره‌ای باز و صورتواره‌های کوچک درون آن‌ها، دوربین دوچشمی استاندارد (مانند ۵۰×۱۰ با میدان دید ۵ تا ۷ درجه) توصیه می‌شود. تلسکوپ‌ها با میدان دید بسیار محدود (۰.۵ تا ۱.۵ درجه)، منحصراً برای رصد اجرام اعماق آسمان (DSO) در دل این صورت‌های فلکی کاربرد دارند.

۴. ستارۀ قطبی در کدام صورت فلکی قرار دارد و چگونه پیدا می‌شود؟
ستارۀ قطبی یا جُدَی (Polaris) در انتهای دم صورت فلکی «دب اصغر» (خرس کوچک) قرار دارد. برای یافتن دقیق آن در آسمان شب، کافی است خط فرضی اتصال‌دهندۀ دو ستارۀ لبۀ پیالۀ ملاقۀ بزرگ (ستارگان دبه و مراق) در صورت فلکی «دب اکبر» را به اندازۀ ۵ برابر فاصلۀ زاویه‌ای آن‌ها در همان راستا امتداد دهید.

۵. درخشان‌ترین ستارۀ آسمان شب کدام است و در کجا قرار دارد؟
درخشان‌ترین ستارۀ آسمان شب «شباهنگ» (Sirius) با قدر ظاهری خیره‌کنندۀ ۱.۴۶- است. این ستاره در محدودۀ صورت فلکی «سگ بزرگ» (کلب اکبر) جای گرفته است و در سپیده‌دم اواخر زمستان، نشانه‌ای از نزدیک شدن روزهای گرم است.

۶. مقیاس بورتل (Bortle Scale) و حد قدر چه تأثیری بر رؤیت صورت‌های فلکی دارند؟
مقیاس بورتل میزان تاریکی آسمان و آلودگی نوری محیط را می‌سنجد. در محیط‌های شهری، حد قدر (Limiting Magnitude) معمولاً حدود ۳+ یا ۴+ است که باعث محو شدن کامل ستارگان کم‌نور و فرم هندسی صورت‌های فلکی می‌شود. برای رؤیت کامل نوار راه شیری و ستارگان ضعیف، رصدگر باید به مناطقی با حد قدر بالاتر از ۵.۵+ سفر کند.

۷. معروف‌ترین صورت‌های فلکی فصل تابستان کدام‌اند؟
در شب‌های تابستان، سه صورت فلکی «ماکیان» (قو)، «شلیاق» (چنگ رومی) و «عقاب» شاخص‌ترین الگوهای رصدی هستند. درخشان‌ترین ستارگان این سه مجموعه (به ترتیب: دنب، وگا و الطیر)، صورتوارۀ مشهور «مثلث تابستانی» را در سرسو (سمت‌الرأس) تشکیل می‌دهند.

۸. اهمیت صورت‌های فلکی منطقةالبروج (Zodiac) در علم نجوم چیست؟
این دسته از صورت‌های فلکی (مانند گاو، دوپیکر، شیر و عقرب) دقیقاً روی خط «دایرةالبروج» قرار دارند. دایرةالبروج مسیر ظاهری حرکت خورشید، ماه و سیارات منظومۀ شمسی در طول سال است؛ به همین دلیل، مهم‌ترین پدیده‌های نجومی نظیر مقارنه‌ها، گرفتگی‌ها و اختفاها همیشه در مرزهای این صورت‌های فلکی رخ می‌دهند.

۹. تلسکوپ استروگراف ریچی‌کرتین (RC) چه مزیتی در عکاسی از کهکشان‌های درون صورت‌های فلکی دارد؟
در طراحی اپتیکی ریچی‌کرتین، برخلاف تلسکوپ‌های نیوتنی، از دو آینۀ هذلولی (Hyperbolic) استفاده می‌شود. این تراش پیچیده خطای گیسو (Coma) را کاملاً حذف کرده و میدان دیدی مسطح ارائه می‌دهد؛ در نتیجه ستارگان اطراف کهکشان‌های دوردست در گوشه‌های سنسور عکاسی کاملاً نقطه‌ای ثبت می‌شوند و هیچ‌گونه انحراف رنگی ندارند.

۱۰. مفهوم مردمک خروجی (Exit Pupil) در انتخاب دوربین دوچشمی برای رصد آسمان چیست؟
مردمک خروجی قطر باریکۀ نوری است که از چشمی دوربین به چشم رصدگر می‌رسد و از تقسیم قطر عدسی شیئی بر بزرگ‌نمایی (مثلاً ۵ میلی‌متر در دوچشمی ۵۰×۱۰) محاسبه می‌شود. در رصدهای نجومی، اگر این عدد از حداکثر میزان گشادگی مردمک چشم انسان در تاریکی (حدود ۷ میلی‌متر) بیشتر باشد، بخشی از نورِ گردآوری‌شده هدر می‌رود. قطر مردمک خروجی بین ۴ تا ۷ میلی‌متر، روشن‌ترین تصویر را از صورت‌های فلکی به ناظر ارائه می‌دهد.

برای دانلود مقاله ۱۵ صورت فلکی که باید بشناسید و نحوه پیدا کردن آن‌ها را بدانید روی لینک کلیک کنید.

 

 

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
بله
تلگرام
واتساپ
تماس
[nano_login_popup]